اخراجیهای 3 و حرفهایی که بالاخره باید گفت
وقتی نظام نتواند حکیمانه جریان فوران مند حاصل از انقلاب روحی امام را در طی این سالها مدیریت کند انرژی ازادشده از مردم و نیروهای مردمی بجای حدیث الهی حدیث نفس میگوید. و حکمت به قول شهید عزیز آوینی رحمه الله علیه گمشده مومن میشود.
این میشود که آدمهایی که زمانی با سرو صدا و داد و هوار و چماق عقده تکلیفشان را خالی میکردند تا دیده شوند. همانها که نمایشگاه های عکس از دختران بدحجاب میگذاردند!! و بجای نهی منکر عاقلانه ترویج منکر میکردند تا دیده شوند و در زمان خودشان حزب اللهی بودن را بنام خودشان مصادره به نامطلوب کردند این بار از مدیوم سینما چوب حراج به فضیلتها بزنند. وبه اسم جریان ارزشی ضمن خفه کردن نداهای متین اما آرام و اقلیت مومن بدنه سینما بسان طبلهای بزرگ و توخالی با صداهای بلندشان به همه فریاد بزنند که نماینده جریان حزب اللهی ماییم!! .جریانی که به زعم بنده هنوز هم مشکل منیت دارد .بصیرتش تقوا ندارد و تقوایش حجب ندارد.
و برای این جریان کم بصیرت و کم تقوای انباشته از تکلیف!!! هیچ کاری ندارد که در ظلمات و کدورتهای نفاق آمیز فضای جامعه از آب کوثر ارزشها به نان برسد. جریان قال و قیلگرای این برادران داغ و نپخته در دوره ای با حرکات انصار حزب اللهی نان در می آورد. زمانی با کاسبی پوستر وعکس شهید و سررسید نان درو میکرد و حالا چندی است با روسپیگری ارزشها و زدن چوب حراج به ارزشها عوامانه از مردم برای مردم بگوید. و عمق فاجعه همان مقدمه متن حاضر است که شلختگی نظام تربیتی باعث میشود تا این اثر بسیار ضعیف ولی بشدت عوام طی یک سه گانه قریب به ده میلیارد تومان بفروشد. و اسمش را هم بگذارد استقبال مردمی !! .کدام مردم و کدام استقبال.
باید متاسف بود برای این نظام که همچنین ذائقه مردمی تربیت کرده است.و باید غصه خورد به ارزشها و فضائلی که این گونه کاریکاتوری برای نسل چهارم روایت میشود. کاسبی در صنعت سینما با وادار کردن ارزشها به روسپیگری .وادار کردن بخش مقدس خاطرات انقلاب به معانی کاریکاتوری و غیر واقعی.
اما اگر بخواهم این اثر را نقد کنم متن کمی طولانی میشود.اثری که هربار از فیلم قبلی ضعیفتر ساخته میشود. اخراجیهای یک یک داستان حداقلی داشت که این قوت نسبی در دو و سه ضعیف و ضعیفتر شد. ظنز کمرنگ اخراجیهای یک تبدیل به هزل و لودگی در دوفیلم بعدی میشود. و رنگ غالب اخراجیهای سه تنها و تنها وقاحت است. و مانند این است که فحشهای بسیار رکیکی را که هیچ کس حاضر به بیانش نیست شمابا تیتر درشت در روزنامه آموزش بدهی!!
بالشخصه از دیدن این اثر که نمی توانم فیلم بناممش متاسف شدم. ایکاش در حوزه طنز امثال رامبد جوانها بتوانند برای ایرانی جماعت فیلم بسازند و در ژانر دفاع مقدس هم امثال حاتمی کیاها و کمال تبریزی ها بتوانند فیلم بسازند. ایکاش حتی برای روایت عامیانه زندگی مردم بتوان طلا و مسها را بر عرصه سینما ها دید. ایکاش ها ی امثال ما خیلی هم سخت و آرمانی نیست وقتی که رهبر عزیز انقلاب در دیداری خصوصی بفرمایند آرمان نظام فرهنگی ما باید رسیدن به مفهوم انا لله و انا الیه راجعون باشد!!
دریغ از ذره ای بصیرت! خدایا به مدعیان این عرصه ها از سر کرم و نه لیاقت بصیرتی عطا بفرما.آمین.