اندر باب روز حسرت آقای سیروس مقدم
۱- اولا این خیلی حس جالبی است!! که جای خدا بنشینی و حوادث را چنان بهم بدوزی که همه بدمن های سریال به سزای اعمالشان برسند. و دل عامه مردم از این پایان خوش خنک شود.
۲- آقای مقدم یادتان باشد اتفاق و تکیه بر اتفاق باورپذیری داستان را کم میکند و این قدرت سناریو نیست بلکه ضعف مشهود آن است.
۳- آقای ضرغامی عزیز و البته خصوصا جوادآقای گلی محترم، من قبلا هم گفته ام البته شاید به گوش شما نرسیده باشد . این بار برای شما و سایر میهمانان احتمالی وبلاگم عرض میکنم که تجسد و تصویر این دنیایی برای مفاهیم دینی تفکری یهودی است و همان تفکری که از موسی خواست تا خدا را نشان شان بدهد. و نمی دانم این چه اصراری است که سریالهای مناسبتی سیما حتما بتوانند بجای هدایت مردم به تفکر درباره این مفاهیم آنها را مستقیما و بدون تفکر - با راهکاری کاملا صهیونیستی و تصویری - به تصویر خودساخته و احیانا مجعولی از برزخ، عذاب، جهنم، گناه، و... مجبور به رسیدن کنند!! این موضوع مفصل است و جای آنهم میزگردی علمی است که بعدا به آن خواهم پرداخت.
۴- تدوین این سریال هم سرعت نامتناسبی داشت. نه به آن ریتم کند اوائلش و نه به این ریتم سریع سه قسمت آخر! چرا که تقریبا نیمی از روایت قصه تنها در دوقسمت آخر مشخص شد و اصلا اپیزودهای اضافه شده مانند هویت فریده میتوانست در حکم نمک اضافی کار نباشد.
۵- امیدوارم ما در بهشت برزخی مانند جناب حاج رضا بیکار به دوربین زل نزنیم!
۶- فرامرز قریبیان با وجود استحکام نسبی شخصیت اش در سناریو - البته نسبت به حاج یونس فتوحی - بازی بسیار ضعیفتری را در مقایسه با علی نصیریان به نمایش گذاشت. چرا که اصلا او توان بازیهای احساسی و غیر اکشن را ندارد.
۷- بازی شایسته خانم بایگان نظرم را در مورد توان بازیگری ایشان تصحیح کرد. و میتوان این بازی را یکی از بازیهای درخشان و ماندگار ایشان دانست.