یکشنبه ۹ و دوشنبه ۱۰ فروردین به شباهت کاملی با شنبه گذشت. الا اینکه دوشنبه زیارت دوره هم داشتیم که به لطف بی نظمی یکی از اتوبوسها برنامه مان بهم ریخت. قبرستان حجون- بر وزن رسول - که مجاور پلی است قتلگاه ۴۰۰ ایرانی راهپیمایی برائت از مشرکین در سال ۶۶- دوره زعامت جناب کروبی بر حجاج ایرانی - اولین مکان بازدیدی است. مدفن ابوطالب و خدیجه و قاسم - پسر رسولخدا - اینجاست. همان حوالی نزدیک به بازار تخریب شده ابوسفیان مسجد جن و مسجد اجابه هنوز پابرجایند.وقت کم بود و دیده و ندیده رفتیم پای غارحرا. پیغمبر اینجا بالا میرفت ولی کاروان ما اینجا پایین رفت و با دوره کردنمان توسط زنان سیه چرده دوره گرد شیطان به هوای سوغاتی نگذاشت حرایی و هوایی شویم.

مکان بعدی مسجد مزدلفه بود و صحرای عرفات و خیل چادرهای خالی و یک عالمه توضیح شفاهی حاج آقا در مورد حسو حال و اعمال اینجا موقع تمتع که من هیچکدامشان را اصلا نفهمیدم!

به علت اشتغال حضرات بانوان جلیله به امر مقدس سوغاتی و خرید حاج آقا تنبیها یک برنامه را از برنامه ها حذف کرد. ولی انگار نه انگار! چشم های پیرمردو پیرزنهای کاروان از خریدهای ارزان و کفش ۲۰۰۰تومنی و کیف ۱۰ ریالی و ... برق میزد..تقبل ا...

با حاج آقا رفیق شده ام و با سوالاتم گیر میدهم و حالش را موکت می کنم!

چهارشنبه روز آخر ما خواهد بود. از الان به کبوترهای ولو توی حرم خدا بدجور حسودی ام میشود!! توی همین هیروویری خانمم هم مریض احوال است و مرا بین رفتن به نمازهای حرم یا پرستاری از او مردد کرده است.